شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 15:27 منتشر شده در مورخ: 1401/04/11 شناسه خبر: 1880268
دانا گزارش می دهد؛

پاسداری از «حراج» فرهنگ و هنر ایرانی

پاسداری از «حراج» فرهنگ و هنر ایرانی
در حالی که برگزاری «حراج‌های تهران و ملی» به اقتصاد هنرهای تجسمی کمک شایانی می‌کند، افزایش نظارت و مراقبت از اصل این حراج‌ها به درایتی نیاز دارد که منجر به خسارت‌های جبران ناپذیر نگردد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جمعه شب 10 تیرماه، شانزدهمین «حراج تهران» در هتل پارسیان آزادی با اجرای حسین پاکدل برگزار شد؛ 120 اثر هنری معاصر از تابلو نقاشی، اثر حجمی، تابلوی عکس، آثار آیینه کاری تا تابلوی های ترکیبی به نمایش گذاشته شد و درنهایت رقم کل فروش شانزدهمین حراج تهران، ۷۸ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان اعلام شد که تابلوی نقاشی «سیمرغ» رضا درخشانی با قیمت 8 میلیاردتومان به عنوان گرانترین اثر این حراج چکش زده شد.

در شانزدهمین دوره حراج تهران، اسامی هنرمندانی چون حسن روح الامین در کنار هنرمندان پیشکسوتی چون مرتضی ممیز، منصور قندریز، محمدهادی فدوی، محمدعلی ترقی جاه، فرشید مثقالی، فریده لاشایی، عباس کیارستمی، محمود کلاری و… به چشم می‌خورد.

در هفته گذشته نیز هفتمین دوره «حراج ملی» در حوزه هنر کلاسیک و اسلامی با اجرای زهرا محمودوند در خانه همایش برگزار شد؛ در این دوره ۴۰ اثر از هنر کلاسیک ایرانی و اسلامی به حراج گذاشته شد که از آثار شاخص این دوره می‌توان به مجموعه قلمدان و پاکت نامه (۲۱ قلمدان و ۲ پاکت نامه)، مینیاتوری منسوب به حسین بهزاد، شمایل منسوب به آقا ابراهیم، شمایل اثر علی ابن محمد ابراهیم نقاش باشی، نقاشی لاکی منسوب به میرزا بابا، پنج لت نقاشی منسوب به علی خان صبا، در چوبی متعلق به کارگاه میرزا آقا امامی، نسخ خطی قرآن و منسوجات اشاره کرد.  این حراج در نهایت با فروش ۴۲ میلیارد و ۴۲۴ میلیون تومان به کار خود پایان داد.

گرانترین حراج این دوره به «مجموعه قلمدان و پاکت‌نامه» با قیمت ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رسید.

دو مجموعه «حراج ملی» و «حراج تهران» به صورت کاملا مستقل و خصوصی در سال های 90 و 91 تاسیس و شروع به فعالیت کردند و تمرکز کار خود را بر روی فروش آثار هنرهای تجسمی همچون نقاشی، مجسمه، نقاشی خط، عکس، فرش و صنایع دستی کرده اند.

در نگاه نخست شاید کلمه سپاس و قدردانی بهترین واژه ها برای حمایت از این بازار هنرهای تجسمی و این دو حراجی باشد؛ دو مرکز مستقل و غیر دولتی که در وانفسای شرایط اقتصادی، توانسته اند خدمتی به صاحبان هنر به بویژه هنرهای تجسمی و صنایع دستی کنند و آثار این هنرمندان اغلب گمنام را در معرض دید رسانه ها، دوستداران هنر و مخاطبان عام قرار دهند و با فروش این آثار، عاملی برای رونق این بازار شوند.

اما حاشیه های فراتر از متن این حراجی ها در دوره های اخیر باعث شده تا ذره بین رسانه ها به این بازار فروش دقیق تر تابیده شود تا مراقبت ها و نظارت بیشتری به اصل و فرع این حراجی ها شود.

حاشیه های آیدین و سهراب

به عنوان مثال سیزدهمین حراج تهران با فروش 12 میلیاردی تابلوی نقاشی «خاطرات امید» آیدین آغداشلو بسیار حاشیه ساز شد؛ پیش از آغاز این دوره، حاشیه های زیادی پیرامون شخص آغداشلو و زندگی شخصی و کاری او وجود داشت و فروش این تابلو به این قیمت درحالی چکش خورد که برآورد اولیه آن یک میلیارد و 200 میلیون کارشناسی شده بود! حتی علی رغم این قیمت گذاری اولیه که برخی آن را نیز غیر کارشناسی و برآمده از حاشیه های پیرامون آغداشلو می دانستند، چون معتقد بودند که این اثر (خاطرات امید) یک بازآفرینی و یا به زبان عامیانه یک کپی کاری از اثر پیرو دلافلانچسکا است و نقاش، خلاقیت و ایده اولیه خاصی در خلق اثر نداشته است.

نمونه دیگری از این ماجرا در هفتمین حراج تهران و برای یکی از آثار سهراب سپهری اتفاق افتاد؛ در این دوره از حراج یکی از تابلوهای منصوب یه سهراب سپهری از مجموعه «تنه درختان» که در سال 1351 نقاشی شده بود به قیمت 3 میلیارد و 100 میلیون تومان فروخته شد و بلافاصله یکی دو روز بعد از این حراج، خواهر سهراب با صحبت هایی اصل بودن این تابلو را به کلی زیر سوال برد؛ وی با اتفاقاتی که در حراج کریستی درخصوص یکی از تابلوهای برادرش افتاده بود، توضیح داد:« از قبل شنیده بودم یک کار کپی از سهراب در این حراج ارائه شده ولی باور نمی‌کردم این واقعیت داشته باشد ولی گویا این اتفاق افتاده است. در کمال وقاحت عده‌ای کاری را از سهراب به یکی از حراج‌ها فرستادند که هم قیمت آثار سهراب را پایین آورد و هم آبروی هنر معاصر ایران را بردند. چند سال پیش و در زمان مدیریت آقای سمیعی‌آذر و در زمان اکسپویی که در تالار وحدت برگزار شد نیز یک کار از برادرم روی دیوار رفت و قیمتی میلیونی به خود گرفت که تقلبی بود.‌‌ همان زمان هم من خواستم با آتش زدن آن در پیش چشم مردم جلوی این کار را بگیرم که با مخالفت مدیریت امور تجسمی آن زمان نتوانستم. من کار‌شناس آثار هنری و آثار سهراب نیستم ولی کارهای برادرم را می‌شناسم و می‌دانم کدام کار تقلبی و کپی است و کدام کار اصل.»

پاسداری از فرهنگ و هنر ایران زمین

بعد از برگزاری هفتمین حراج ملی نیز، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در اعتراض به عرضه و فروش آثار تاریخی در این حراج اعلام کرد: هیچ مجوزی برای این حراجی از سوی این وزارتخانه صادر نشده و موضوع درحال بررسی است.

البته بر اساس قانون اساسی، صدور مجوز برنامه‌ها و فعالیت‌های مربوط به برگزاری نمایشگاه‌ها، جشنواره‌ها و مسابقات فرهنگی، هنری و حراج و فروش آثار هنری تجسمی شامل نقاشی، ارتباط تصویری، عکاسی و مجسمه‌سازی که از زمان تولید آن‌ها بیش از ۱۰۰ سال نگذشته باشد با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

تمام این نگرانی ها، حاشیه ها و دلواپسی ها به خاطر افزایش نظارت و مراقبت مدیران و مسئولان هنری وزارت خانه های ارشاد و میراث از آثار هنرمندانی است که با خلاقیت، استعداد و صداقت در اخلاق، اثری خلق می کنند و این حراج ها می تواند علی رغم کسب درآمد برای آنها، درگاهی برای معرفی هنر آنها به گالری داران خارجی باشد و اگر این نظارت ها و کارشناسی ها با بی احتیاطی مواجه شود، ممکن است با وارد شدن آثار کپی و احیاینا قاچاق آثار نفیس ملی در این حراج ها، ضربات جبران ناپذیری به هنر و فرهنگ این مملکت وارد شود.

انتهای پیام/

https://old.dana.ir/1880268
ارسال نظر
نظرات