شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 18:31 منتشر شده در مورخ: 1399/07/08 شناسه خبر: 1652420
یک رزمنده مطرح کرد؛

تپه کرجی ها و شکست حصر آبادان؛ 2 نماد رشادت البرزی ها در دفاع مقدس/ جهادگر واقعی کار را روی زمین نمی گذارد

تپه کرجی ها و شکست حصر آبادان؛ 2 نماد رشادت البرزی ها در دفاع مقدس/ جهادگر واقعی کار را روی زمین نمی گذارد
رزمنده دفاع مقدس گفت: بعد از شکست حصر آبادان، بچه های کرج به گیلانغرب هم اعزام شدند و حماسه گیلانغرب را رقم زدند، به گونه ای که در گیلانغرب تپه ای به نام کرجی ها وجود دارد که در محدوده گور سفید تا چغالوند است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از تیتریک، متولد سال 40 است، سال 59 و پیش از آغاز جنگ عازم کردستان شد و در پاکسازی جاده تکاب به شاهین دژ حضور داشت. بعد از بازگشت به کرج و همزمان با شروع جنگ درصدد اعزام به خرمشهر و یا گیلانغرب بود اما مانعش شدند. به خوی رفت و چند ماه در روابط عمومی سپاه خوی خدمت کرد.

سال 60 عازم سربازی شد و سال 62 خدمتش را در منطقه خوزستان به اتمام رساند، سربازی اش که تمام شد بی صبرانه راهی جبهه های حق علیه باطل شد و تا سال 66 و زمانی که مجروح شد مقابل دشمن ایستاد، چون نیروی اطلاعات عملیات بود انفرادی عازم می شد.
 
سال 62 پس از ورود به قرارگاه نجف راهی شور شیرین شد، منطقه ای که در جنوب مهران واقع شده بود، به جز دو ماهی که در گردان انصارالرسول لشگر 27 بود تمام طول خدمتش را به عنوان نیروی اطلاعات عملیات سپری کرد، مجروحیتش به عملیات والفجر 10 و منطقه حلبچه بازمی گردد.
 
محمد مهین خاکی می گوید، در کنار تیپ نبی اکرم در والفجر 5 و در منطقه چنگوله حضور داشت، تیپ امیرالمومنین و تیپ انصار الحسین همدان هم به انها پیوستند، پس از ان برای عملیات خیبر به منطقه طلائیه رفتند ولی به دلیل کثرت نیروهای عملیاتی،شب اول به عملیات نرسیدند، ولی چند تن از نیروهای اطلاعات عملیات نجف در مراحل بعدی خیبرشهید شدند. کرج جز اولین شهرهایی بود که بچه های سپاه و بسیج آن از جمله شهید کلهر قبل از جنگ در کردستان آموزش دیده بودند.
 
شهیدان حسین یاری نسب، مهدی شرع پسند و کلهر و... به واسطه حضوردر کردستان آماده اعزام به خرمشهر بودند، در آبادان و بهمن شیر مستقر شدند. شهید سبحانی رزمنده کرجی بود که در خرمشهر شهید شد و سعید آخوندی هم جان خود را در راه حصر آبادان فدای اسلام کرد.
 
بعد از شکست حصر آبادان، بچه های کرج به گیلانغرب هم اعزام شدند و حماسه گیلانغرب را رقم زدند، به گونه ای که در گیلانغرب تپه ای به نام کرجی ها وجود دارد که در محدوده گور سفید تا چغالوند است.
 
در محور قصر شیرین،از جبهه شهید بهشتی که وارد قصر شیرین می شوید تا تپه های گچی، عربی، شهید روح الله، دلاوری، فریدی، سیلواری و شیرودی غالب تپه ها تپه ها به نام شهدایی از کرج است و برادرم هم در تپه فریدی شهید شد. در متطقه ی بمو شهید علافی که مسئول تیم اطلاعات عملیات بود هم در به شهادت رسید.
 
شهریار زمان جنگ جز کرج بود، جمعیت آنچنانی نداشت اما با این حال شهیدان اینانلو ودر ماهدشت شهید گروسی را داشتیم که در فاو فرمانده گردان بود و روی مناره مسجد خرمشهر پرچم زد و اذان خواند، شهید یدالله فروزنده پسر کوچکی بود که اعزامش نکردند و با کلک زیر شاسی قطار خوابید تا عازم جبهه شود، پسر بچه 12 ساله ای که با فرغون در ده کرج میوه می فروخت.
 
سردار زعیم زاده هم رزمنده ای بود که تنها 32 عمل جراحی روی پای وی انجام شد و 130 ماه جبهه داشت، والان هستند و الی ماشاالله رزمندگانی که از کرج اعزام میشدند تمام موارد مذکور نشان می دهد که عملکرد کرج در دفاع مقدس شفاف و روشن است.
 
در مورد اشرافی گری، که مختص به این روزها نیست، زمان جنگ در همان جبهه هم برخی مدیریت ها خوی اشرافی داشتند و در لندکروز مینشستند وکولر روشن می کردند. بسیاری از فرمانده لشگر ها هم توی تویوتایشان کولر داشت اما چون رزمنده ها زیر گرما بودند حتی دکمه کولر را نزده بودند.
 
مدیریت های هیجانی امروز هم به جامعه آسیب می زند، در موج اول شیوع کرونا شاهد حضور همه پای کار بودیم اما عده ای کار را ناتمام گذاشتند همانگونه که در زمان جنگ هم مثل کربلای 5 برای یک گروهان 40 نفره نیرو نداشتیم به واسطه مدیریت هیجانی، مقوله جنگ رها شده بود.
 
امروز دو تفکر وجود دارد، یک تفکری که می گوید باید به داد مردم رسید و برای آنها رفاه و آرامش فراهم کرد و تفکر دیگر معتقد است که باید مردم را همواره در حالت جنگی نگاه داشت، فارغ از این دو موضوع آنچه حائز اهمیت خواهد بود مدیریت جهادی است که عمل بر پایه آن موجب می شود هیچ کاری زمین نماند.
 
در مدیریت جهادی یک فرمانده دستور نمی دهد و خودش وارد عمل می شود اما امروز متاسفانه فرمانده فلان قرارگاه در تهران نشسته است و نیروهای جهادی را به بلوچستان اعزام می کند در حالی که مثلا شهید شوشتری شخصا وارد سیستان می شد و نیروهایش را فراخوان می داد.
 
بنده معتقدم هر کسی کارهای زمین مانده را پیش ببرد جهادگر واقعی است، یعنی کسی که یک روز پل می سازد، یک روز ماسک تولید می کند و یک روز مدرسه می سازد.
 
 
 
 
 
انتهای پیام/
https://old.dana.ir/1652420
ارسال نظر
نظرات