شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان مازندران
ساعت: 10:22 منتشر شده در مورخ: 1399/03/24 شناسه خبر: 1617531
با نگاهی به 4 دهه برادری و کرامت بین دو ملت بررسی شد؛

ظرفیت‌ها و فرصت‌های مشترک ایران و افغانستان/ منافع ملی دو کشور در گرو اتحاد استراتژیک

ظرفیت‌ها و فرصت‌های مشترک ایران و افغانستان/ منافع ملی دو کشور در گرو اتحاد استراتژیک
مرزها تنها خط حائل جغرافیای بین دو کشورند و دو ملت ایران و افغانستان، به دلیل اشتراکات عمیق دینی و تاریخی، طی یک قرن اخیر مورد توطئه انگلیس و آمریکا قرار گرفته‌اند تا اتحاد استراتژیک این دو ملت، زمینه صلح و آرامش کشورهای منطقه و ناامن‌سازی حضور بیگانگان را فراهم نسازد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بلاغ، جمهوری اسلامی ایران با پانزده کشور همسایه است اما به دلیل اشتراکات تاریخی و فرهنگی بین ایران و افغانستان روابط این دو کشور متفاوت است. دو کشور دارای تاریخ، فرهنگ، دین و زبان مشترک هستند و در بسیاری موارد دیگر هم اشتراکات زیادی وجود دارد و حتی دارای دشمن مشترک هستند.

افغانستان حدودا ۹۷۸ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد و در کنار آن، زبان، دین، فرهنگ و سنت مشترک نیز دارد که هرکدام از آنها نقشی در تحکیم روابط خواهند داشت.

جمهوری اسلامی ایران همواره با کشور برادرِ خود افغانستان، با صداقت کامل رفتار کرده و مواضع خود را به وضوح بیان کرده‌است و همواره دولت و ملت افغانستان به دولت و مردم ایران به دیده تکریم و احترام نگریسته‌اند.

کشور افغانستان به لحاظ تاریخی، فرهنگی و سرزمینی دارای اشتراکات بسیاری با کشور ایران است. اما به رغم این اشتراکات زیاد، چالشهای گوناگونی در مسیر همگرایی این دو کشور وجود دارد. درک چالش‌های موجود در روابط دوجانبه این دو کشور همجوار و حرکت در مسیر توسعه روابط براساس ظرفیت‌ها و نیازهای متقابل ژئوپلیتیکی از لوازم بهبود وضعیت کشور افغانستان و خروج آن از بی ثباتی و حرکت به سمت توسعه و در نتیجه تأمین امنیت مرزهای شرقی ایران و نیز توسعه مناطق شرق و جنوبشرقی ایران است.

جایگاه افغانستان از نظر ژئوپلیتیکی


افغانستان یک سرزمین کوهستانی و بن بست در غرب آسیا بدون نفت و مواد خام استراتژیک است، که فقط به دلیل ویژگی ژئوپلیتیکی‌اش به عنوان دروازه هندوستان و حایل بین روسیه و اقیانوس هند و همچنین به عنوان پل ارتباطی غرب به شرق جهان برای قدرت‌های جهانی حائز اهمیت ا ست. همچنین کشورهای مثل ایران و افغانستان پل ارتباطی شرق به غرب جهان نیز محسوب می‌شوند.
 
 اشغال کشور افغانستان از سوی ایالات متحده امریکا و متحدان بین‌المللی اش واکنشی بود به حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 در کنار پیاده شدن مبانی طرح خاورمیانه بزرگ در افغانستان. اولین دیدگاه در اشغال افغانستان از سوی ایالات متحده، ایجاد یک گروه دفاعی در رابطه با مسائل امنیتی منطقه است. امری که با از دست رفتن رژیم پهلوی در ایران به عنوان ژاندارم منطقه برای امریکا مشکلاتی زیادی را خلق نمود خلائی هم در منطقه بوجود آورد. بخصوص آنکه بدیل‌های دیگر نظیر پایگاه پاکستان نیز بعد از فروپاشی شوروی تدریجاً تا سقوط رژیم طالبان به پایان کار خود رسیده‌اند. افغانستان به عنوان یک کشور از قابلیت‌های ارتباطی حساسی برخوردار است و توان اتصال بازارهای غرب به شرق را دارد. راه ابریشم پروژه ای ا ست که بیش از سه دهه گذشته تاکنون در رابطه با احیاء مجدد آن. مطالبی بر سر زبان‌هاست. گذشته از آن ثبات در افغانستان در برداشت کشورهای راهیابی به آب‌های گرم « آسیای مرکزی یعنی رسیدن به رویای  در آمدن از وابستگی شدید به روسیه می‌باشد. به طور کلی » جنوب می توان از موقعیت جدید بوجود آمده در ا فغان ستان- نقش جغرافیایی اتصال شبکه‌های حمل و نقل از غرب به شرق جهان- این برداشت را داشته با شیم که ژئوپلیتیک جدید افغانستان در مسیر قوت گرفتن و نقش پذیری در سطح منطقه و فرا منطقه ای گام برداشته ا ست. البته این توان بالقوه فعلاً در اثر تهدیدات تروریستی طالبان و نیز ظهور گروه‌های وابسته به داعش در افغانستان، با تهدید جدی رو به رو است و نیاز به ایجاد یک ثبات نسبی در افغانستان دارد. یکی از اهداف مهم امریکا و ناتو با ورود به افغانستان، ایجاد یک پایگاه برای مقابله با " سه محور اتمی و موشکی روسیه، چین و هند " بود که هر سه کشور، اتمی و موشکی هستند و موضع تقریباً نزدیکی در برابر غرب دارند. البته مهار ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای با اثرگذاری نرم و هویتی و نیز توان دفاعی-امنیتی  نسبی نیز بخشی از تلاش آمریکاست. افغانستان ) ضمن آنکه از موقعیت حساس ریملند نزد امریکا و ناتو برخوردار است(  در مرکز این مثلث استراتژیک نیز قرار دارد و آمریکا با حضور در آن می‌تواند با مهار این محور در آسیای مرکزی، امنیت لازم برای احداث خطوط لوله نفت وگاز از آسیای مرکزی به اقیانوس هند را فراهم سازد.
 
اگر خود افغانستان میزان چشمگیری از منابع ا ستراتژیک را دارا نباشید. امکان ارائه انواع متعددی از منابع استراتژیک نظیر نفت و گاز را فراهم می نما ید. بنابراین هرکس بخواهد بخش‌هایی از این سیستم حمل و نقل و ارتباطات در حال ظهور دوباره را کنترل نماید، باید افغانستان را نیز تحت کنترل داشته باشد.
 
واقعیت‌های تلخ و شیرین از افغانستان


افغانستان منطقه‌ای با اقوام مختلف است که مرز تحمیلی این اقوام را در کنار هم جمع کرده است. در افغانستان اقوام و گروه‌های مختلفی حضور دارند که هرکدام نگاه شان به خارج از مرزهای افغانستان است. وقتی به مرزهای شرقی در محدوده جلال‌آباد افغانستان توجه می‌کنیم، نگاه‌ها و گرایش‌ها عمدتا نگاهی سند و پنجابی و پشتونی است. وقتی به شمال شرق افغانستان می‌رویم، گرایش‌ها به شرق آسیاست. لذا به هر منطقه افغانستان که نگاه می‌کنید، گرایش‌ها بسیار متنوع و مختلف از جمله به چین، هند، ازبکستان، ترکمنستان، پاکستان و در برخی مناطق نیز نگاه به ایران است. این مسئله نوعی گسست ژئوپولیتیکی را بوجود آورده و اجازه نمی‌دهد افغانستان با هیچ  کشوری در منطقه پیمان استراتژیک داشته باشد. همین نیروی منفی باعث شد تا حتی پیمان امنیتی کابل و واشنگتن نیز با چالش مواجه شود. لذا افغانستان دارای نیروی منفی ناشی از تعدد بازیگران قومی و اجتماعی است که مانع از شکل گیری هر نوع پیمان امنیتی با هر کشوری می‌شود که ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

تاکنون و طی دوران جدید پس از سقوط طالبان، ایران نیز اقدامات گسترده و منسجمی را برای حمایت از نیروهای قومی نزدیک به خود از جمله تاجیک‌ها به عمل نیاورده است.

از طرف دیگر برخی چالش‌های محیط زیستی و مهمترین آن‌ها یعنی مسئله آب هیرمند همیشه موضوع مورد اختلاف میان ایران و افغانستان بوده است.
در عین حال اقدامات دولت خارجی و تلاش سایر بازیگران خارجی برای جلوگیری از اتحاد و همگرایی استراتژیک ایران و افغانستان قابل توجه است. اوایل روی کارآمدن دولت وحدت ملی، آقای اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان به تهران آمدند و از پروژه چابهار بسیار استقبال کردند تا افغانستان از محاط بودن از خشکی نجات پیدا کند، اما در ادامه، پیگیری از جانب دولت افغانستان بسیار کم شد. در حالی که از نظر اقتصادی و تجاری نیز پروژه مشترک ایران و افغانستان در چابهار بطور کامل به نفع دولت کابل بود و عدم پیگیری آن از طرف دولت افغانستان نشان دهنده اثرگذاری همان لابی‌گری‌های خارجی برای جلوگیری از همگرایی بیشتر ایران و افغانستان است.  این لابی‌گری‌ها هم از جانب برخی قدرت‌های غربی و هم به تازگی از جانب برخی دولت‌های عربی منطقه از جمله عربستان دنبال می‌شود.

نقش کنشگران خارجی در افغانستان


بازیگران خارجی همیشه بطور تاریخی سعی در دور نگه داشتن افغانستان از ایران داشته‌اند و این تلاش‌ها برای جداسازی افغانستان از ایران با بازیگری بریتانیا در قرن هجدهم نیز مشهود است. در قرن نوزدهم نیز ایالات متحده آمریکا همین رویکرد را برای دور نگه داشتن افغانستان از ایران دنبال کرد و ظهور طالبان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

 حمایت‌های امنیتی که از جانب پاکستان و با پشتیبانی مالی و ایدئولوژیکی عربستان از طالبان در حال حاضر صورت می‌گیرد با همان هدف جلوگیری از ایجاد ثبات در افغانستان و در واقع گرایش کابل به سوی تهران است. عربستان حتی بدلیل پیوستگی مرزی و منطقه‌ای با عراق و سوریه، از باقی ماندن داعش در عراق و سوریه بسیار نگران است و تلاش دارد تا داعش را به مناطق جغرافیایی انتقال دهد که چندان از نظر جغرافیایی  به عربستان نزدیک نیستند و از این منظر افغانستان زمینه مساعدی دارد.

 لذا عربستان به عنوان بازیگری خارجی در افغانستان نقش پررنگی را در راستای انتقال گروه‌های بنیادگرا و افراطی بازی می‌کند که بطور کامل این هدف در مقابل و علیه نقش ایران در افغانستان است. همچنین غرب نیز با مدیریت فضای سیاسی و امنیتی افغانستان و ناپایدار نگه داشتن وضعیت امنیتی این کشور تلاش دارد این شرایط را به عنوان اهرم فشار علیه بازیگران رقیب خود در منطقه از جمله ایران به کار گیرد. عربستان نیز بدلیل رقابت  تقابل با ایران از وضعیتی که بتواند همسایه شرقی ایران را با چالش امنیتی و سیاسی روبرو کند، استقبال خواهد کرد.

با این حال ثبات در افغانستان از آن جا که از نظر اقتصادی به نفع هند و چین به عنوان صادرکننده خواهد بود و همچنین از نظر امنیتی همسو با اهداف روسیه و ایران خواهد بود، از جانب این کشورها حمایت می‌شود. هم ایران و هم روسیه ثبات و امنیت را در افغانستان به نفع امنیت در مرزهای خود و آسیای مرکزی ارزیابی می‌کنند و هند و چین افغانستان را مقصد صادراتی خود می‌دانند. لذا مجموع این چهارکشور بدلایل اقتصادی و امنیتی تلاش دارند تا وضعیت افغانستان به نوعی ثبات امنیتی و پایداری دست یابد.

بیشترین چالش در روابط ایران و افغانستان نخست مسئله وضعیت سیاسی و داخلی افغانستان است و سپس نقش بازیگران خارجی در این کشور.
وضعیت دولت افغانستان نگران کننده است و در انتخابات‌های گذشته شائبه تقلب وجود داشت. این مسئله باعث افزایش بدبینی در این کشور شده و شکاف را میان شمال و جنوب افغانستان میان اقوام پشتون نشین از یک طرف و اقوام تاجیک و شیعه نشین از طرف دیگر دامن زده است. در این وضعیت شکننده نمی‌توان امیدوار به بهبود روابط افغانستان با کشورهای طرفدار ثبات در افغانستان از جمله ایران بود. این بدان معناست که حضور بازیگران تروریستی مورد حمایت از جانب بازیگران خارجی ادامه خواهد داشت و عدم پای بندی نیروهای سیاسی در دولت وحدت ملی نوعی بی سرانجامی را برای وضعیت افغانستان پس از دولت وحدت ملی رقم خواهد زد. براین اساس در شرایط آسفتگی داخلی و حضور بازیگران خارجی و حتی تداوم ناامنی داخلی، افغانستان قادر به ساماندهی روابط خود با دولت‌های طرفدار ثبات امنیتی از جمله ایران نخواهد بود.

دو مساله استراتژی و نگران‌کننده در افغانستان


دو مسئله حیاتی در افغانستان را می‌توان بدین شرح برشمرد: نخست مسئله امنیت است که فارغ از حضور دولت‌ها، موضوعی کلی است و در حال حاضر نیز تغییراتی در حوزه‌های امنیتی افغانستان صورت می‌گیرد و تاکید و نگاه دولت و همچنین گروه‌های معارض دولت مورد توجه است.  بطور طبیعی ایران نیز بر سر این گروه‌ها حساسیت ویژه خود را دارد. همچنین چینش جدید و تحرکات این گروه‌ها در حال حاضر در افغانستان در راستای ناامنی بیشتر مناطق است که هم نگاه‌های داخلی و هم نگاه‌های خارجی را معطوف به تحرکات این گروه‌ها می‌سازد. ایران نیز بطور طبیعی با توجه به هم مرز بودن با افغانستان تحرکات این گروه‌ها را با حساسیت دنبال می‌کند. همچنین آینده دولت افغانستان نیز به عنوان دولت وحدت ملی بسیار مهم است.

در مسئله امنیت، ورود داعش به افغانستان قابل توجه است و حوادث در مرزهای جنوب شرق ایران بدون تاثیر از ورود داعش به خاک افغانستان نیست که از آن جا نیز به مناطق مشترک قومی منتقل شده‌اند. لذا حساسیت ایران در این حوزه ناشی از همین بی‌ثباتی امنیتی در این مرزهاست. همچنین بحث دیگر جایگزینی تروریست‌ها در شمال افغانستان است، چنانکه جایی که قبلا محل اتحاد شمال و گروه‌های نزدیک به ایران مانند شهید برهان الدین ربانی و یا احمدشاه مسعود، در حال حاضر به صحنه تحرکات تروریست‌ها تبدیل شده است. این مسئله به تحت فشارقرارگرفتن تاجیک‌ها و شیعیان نزدیک به ایران منجر شده است و از طرف دیگر روند توسعه در این مناطق بسیار آهسته و یا متوقف شده است، چون گروه‌های تروریست ترجیح داده‌اند در مناطق خارج از پشتون تحرکات خود را دنبال کنند. این مسئله نیز بدلیل تحت فشارقرارگرفتن شیعیان و گروه‌های نزدیک به ایران بسیار مهم و حیاتی است.

از طرف دیگر افزایش تحرکات تروریستی در شمال افغانستان به سهولت انتقال گروه‌های تروریستی به آسیای مرکزی و همسایگان شمال ایران از جمله ترکمنستان شده است. لذا از این نظر نیز نگرانی ایران نسبت به مسائل امنیتی جاری در افغانستان قابل بررسی است.

محسن روحی‌صفت، تحلیل‌گر مسائل افغانستان  معتقد است جامعه افغانستان قدردان کمک‌های دولت و ملت ایران به مردم این کشور هستند، درباره شیطنت برخی از رسانه‌ها و فضای مجازی در دامن زدن به اختلاف میان دو کشور، خاطرنشان کرد: کسانی که در این میان به دنبال هیاهوی تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی هستند، بیش از اینکه به فکر افغانستان باشند، به فکر منافع خودشان هستند چراکه از مسیر روابط خوب مردم ایران و افغانستان، چهار میلیون مهاجر در ایران ارتزاق می‌کنند و برای خانواده‌هایشان پول می‌فرستند، اگر این فضا ناامن، بی‌ثبات و دردسرساز شود، اولین کسانی که ضرر می‌کنند، مردم افغانستان هستند که کار آنها در ایران دچار مشکل می‌شود؛ لذا افرادی که در داخل افغانستان درباره این موضوعات حرف می‌زنند، به گونه‌ای صحبت نکنند که منافع مهاجران افغان در ایران به خطر بیفتد.

وی ایران را مأمن افغان‌ها دانست و افزود: مهاجرت اتباع کشور افغانستان به ایران ریشه در ناامنی، بی‌ثباتی و اوضاع بد اقتصادی در داخل افغانستان دارد؛ اگر در داخل این کشور ثبات امنیت و توسعه اقتصادی باشد، افراد آن کشور به طور غیرقانونی وارد مرزها نشده و توسط قاچاقچیان به ایران آورده نمی‌شوند که بعد توسط افرادی این طرف مرزها به صورت قاچاق به داخل ایران منتقل شوند و اقامت غیرقانونی داشته باشد.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت: در کنار اتباع افغان، مهاجرانی از کشورهای دیگر نیز هستند که ممکن است در میان آنها، قاچاقچی یا عضو گروه‌های افراطی وجود داشته باشد همانطور که در سیستان و بلوچستان با این پدیده روبرو بودیم و افرادی مثل عبدالمالک ریگی داخل مرزهای ما می‌آمدند، لذا حضور آنها در ایران غیرقانونی بوده اما اتفاقی که برای اتباع افغانستانی افتاده، بسیار ناگوار است که علت آن نیز وضعیت سیاسی و اجتماعی درون افغانستان است.

روحی صفت درباره نقش آمریکا در به وجود آمدن شرایط حال حاضر افغانستان، ابراز کرد: ۱۸ سال است که آمریکا در افغانستان نقش مخرب خود را ایفا می‌کند و به طور یکجانبه فعال ما یشاء در کشور افغانستان است. آمریکا در حریم هوایی، مناطق زمینی، ارتش، اقتصاد، سیاست و بسیاری از شئونات جامعه افغانستان به عنوان فعال مایشاء حضور دارد و هیچ اراده‌ای نیست که در مقابل اراده آمریکا در جامعه افغانستان بایستد.

وی افزود: همه مسئولان این کشور هماهنگ با سیاست‌های آمریکا بوده‌اند به امید اینکه بتوانند کشورشان را به وضعیت بهتری برساند اما در ۱۸ سال گذشته نتیجه آن اوضاع و حال امروز افغانستان، شکست سیاست‌های آمریکا در این کشور است.

این تحلیلگر مسائل افغانستان در پایان تاکید کرد: سیاست‌های آمریکا در افغانستان شکست خورده است ‌طوریکه هم مردم و هم رهبران جامعه افغانستان از این وضعیت ناراحت هستند و آن را تایید نمی‌کنند. کشوری که ۱۸ سال تلاش کرده اما سیاست‌هایش شکست خورده در به دست آوردن اهداف چه ادعایی می‌تواند داشته باشد؟!

ظرفیت‌ها و فرصت‌های مشترک ایران و افغانستان


دو کشور منافع کلان و راهبردی دارند که ضرورت توسعه همکاری ها در تمامی بخش ها را توجیه می کند؛ اما در این میان، کسانی نیز هستند که برای آنها نه منافع افغانستان و نه منافع ایران، هیچ اهمیتی ندارد؛ بلکه آنچه مهم است، تخریب این رابطه و ایجاد تنش و تشنج میان دو همسایه است؛ تا از این رهگذر به دنبال اهداف خویش باشند.

مبارزه با مواد مخدر از دیگر مواردی است که منافع هر دو کشور را در یک راستا قرار می دهد و به دلیل اینکه بخش اعظمی از مواد مخدر دنیا در شماری از ولایت های جنوبی افغانستان تولید می شود، ایران در تلاش است تا برای جلوگیری از انتقال این مواد به خاکش، در راستای مبارزه با مواد مخدر، همکاری نزدیک با سران کابل داشته باشد.

در حوزه امنیتی ایران و افغانستان تهدیدات و فرصت های مشترک فراوان را در جهت همکاریهای مشترک دارند. تروریزم و افراط گرایی در گذشته و اکنون از شهروندان دو کشور قربانیان زیادی گرفته است.
تعاملات و مراودات اقتصادی ایران با افغانستان می‌تواند در سطح گسترده و در حوزه‌های مختلف رشد و توسعه یابد که وضعیت کنونی را ده‌ها برابر ارتقاء بخشد.

توطئه این روزهای آمریکا در برهم‌زدن روابط ایران و افغانستان


رسانه‌های آمریکایی و متعاقب آن فضای مجازی چندی قبل خبری را مبنی بر غرق شدن تعدادی افغانی که سعی داشتند غیرقانونی وارد ایران شوند، نشر دادند که سرعت انتقال خبر و کلبپ‌های متعدد پیرامون آن حکایت از سناریوی جدید آمریکائی‌ها علیه روابط بین ایران و افغانستان داشت.
به فاصله اندکی پایگاه خبری هزارستان افغانستان گزارش داد که پشت پرده توطئه غرق شدن مهاجران افغان در مرز ایران یک افسر آمریکایی افغانستانی‌الاصل و یک خبرنگار وابسته قرار دارند.

پایگاه خبری هزارستان افغانستان در خبری به نقل از یک منبع مطلع از حقایق پشت پرده در باره خبر ادعایی شکنجه و غرق کردن مهاجران افغان توسط مرزبانان ایران در نقطه مرزی ذوالفقار پرده بر داشت.

براساس این گزارش، که در شبکه جهانی آریانای افغانستان نیز انعکاس داشت، این منبع که خود از نجات یافتگان این حادثه تکان دهنده و توطئه آمیز علیه ایران بود و خواست نامش فاش نشود به شبکه خبری بی بی سی گفت که یک افسر آمریکایی افغانستانی الاصل و یک خبرنگار وابسته پشت پرده سناریوی توطئه آمیز آمریکا علیه ایران در این حادثه قرار دارند.

به همین دلیل پس از آنکه شبکه بی بی سی انگلیس دیروز جمعه به نقل از یک منبع مطلع از دست پنهان دولت آمریکا در پشت پرده حقایق تلخ غرق شدن مهاجران افغان در مرز ایران و دسیسه سازی علیه ایران خبر داد، ساعاتی نگذشت که با واکنش تهدید آمیز آمریکا رو به رو شد و پس از اعمال فشار مقامات آن کشور به مدیران این شبکه انگلیسی، دو ویدیو مربوط به این توطئه از خروجی وب سایت آن شبکه حذف شده است.
 
پایگاه خبری هزارستان نوشته است این منبع که خود از نجات یافتگان این حادثه تکان دهنده و توطئه آمیز علیه ایران بود و خواست نامش فاش نشود در این خصوص به بی بی سی گفت:این حادثه تلخ پیشتر توسط یک افسر آمریکایی افغانستانی الاصل و شخصی وابسته به رسانه های آمریکایی و معاند با جمهوری اسلامی به نام عبدالقیوم پدرام قاضی زاده مسوول بخش غربی مرکز روزنامه نگاران افغانستان و خبرنگار پیشین خبرگزاری روزنامه طلوع نیوز این کشور طراحی و اجرا شده بود تا هم برایشان منفعت مالی داشته باشد و هم سیاست های دیکته شده علیه ایران و افغانستان را اجرا کرده باشند.

براساس این گزارش، این دو نفر از ابتدا در یک برنامه از پیش طراحی شده، خود را راه بلد منطقه مرزی ایران و افغانستان جا زده بودند تا بتوانند مهاجران را به ساحل سیلابی رودخانه موسمی هریررود برسانند.

این دو نفر بعد از آنکه تا آن مرحله طرح خود را اجرا کردند، به شهروندان مظلوم افغانستانی دستور دادند تن خود را به آب بزنند و البته قبل از آن همه پول‌های آن‌ها را گرفتند تا دیگر راه بازگشتی برای آن‌ها باقی نماند. این در حالی بود که عمق هریررود به دلیل بارندگی زیاد قبل از این حادثه به طور موقت به دو متر رسیده بود و شدت جریان آن هم از حدانتظار فراتر رفته بود.

این طراحی توطئه آمیز تا این مرحله به خوبی اجرا شده بود تا اینکه حوادث بعدی طبق انتظار این دو عامل آمریکایی رخ داد و از این پس نوبت به اجرای سناریوی اصلی شان در شبکه های طرفدار آمریکا رسید.

در این مرحله خبرنگار وابسته به آمریکا سعی کرد روایتی سراسر دروغ را با کمک این افسر آمریکایی تدوین و طبق نقشه در شبکه آمریکایی و سعودی "ایران اینترنشنال" به نحوی که در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی انعکاس یافت وارونه ‌سازی کنند".

این منبع تاکید کرد که دستگاه قضایی افغانستان باید هر چه سریعتر این خبرنگار وابسته و افسر آمریکایی که در این گزارش نامی از او برده نمی‌شود را بی طرف محاکمه و مجبور به پاسخگویی به جنایت های توطئه آمیز خود کند.

تاکنون اصل قضیه روشن نیست اما دولت‌های ایران و افغانستان هیأت مشترکی را برای بررسی این رویداد انتخاب کرده‌اند.

سفر تیم تحقیق و تفحص ایرانی به افغانستان برای پیگیری دقیق این موضوع، حرکتی ارزشمند بود؛ زیرا مبهم رها کردن این اتفاق باعث فعال شدن رسانه‌های شایعه ساز می‌شود. این اتفاق باید به طور دقیق توسط دو کشور بررسی شود.

پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل افغانستان گفت:«واقعیت این است که ایران حدود سه میلیون مهاجر افغان را پذیرفت و برخلاف سایر کشورها اجازه داد به شهرها و روستاها وارد شوند و تا حدودی زیادی در جامعه پذیرفته شدند، برخلاف پاکستان که آنها را به کمپ برد و اجازه خروج به مهاجران افغان نداد، این رفتار متفاوت ایران پیام مهمی بود از نوع دوستی ایرانی‌ها.

این کارشناس مسائل افغانستان افزود:"نباید فراموش کرد که افغانستان در اشغال آمریکا است و برخی کشورهای دیگر که مخالف ایران هستند نیز در این کشور حضور دارند، بنابراین احتمال اینکه آنها رسانه‌های داخلی افغانستان را با منابع مالی خود به جهت اهداف خود متمایل کنند نیز وجود دارد. به هرحال هر رسانه‌ای به منابع مالی خود تعهداتی دارد و ممکن است آنها به عمد به دنبال ایجاد جو علیه ایران باشند و با کوچک‌ترین حادثه‌ای موضوع را زیر ذره بین قرار دهند."

ملازهی در ادامه افزود:"از طرف دیگر افغان‌ها چاره‌ای جز ورود غیرقانونی به ایران ندارند شرایط کاری و امنیتی این کشور مناسب نیست و یا باید ریسک کنند غیرقانونی به ایران وارد شوند و یا در همان افغانستان نیز سرنوشت چندان خوبی در انتظار آنها نیست بنابراین به ایران می‌آید تا برخی در اینجا بمانند و برخی نیز به ترکیه و اروپا بروند."

ملازهی در پایان گفت:"به طور کلی مرزهای ایران برای دولت افغانستان اولویت نیست و آنها برنامه‌ای برای حراست از این مرزها در مقابل ورود و خروج‌ها ندارند و می‌گویند امکانات نداریم و اما واقعیت این است که اولویت‌شان نیست و می‌گویند ایران کشور بزرگ و ثروتمندی است و نیروی نظامی نیز دارد خودش مسئول مرزها باید باشد. از طرفی برخی نیروهای محدود افغان نیز که در مرزها هستند تمایلی برای مقابله با ورود و خروج غیرقانونی ندارند بلکه حتی ممکن است تشویق به ورود به ایران هم بکنند بنابراین باید گفت افغانستان نه می‌خواهد مرزهای خود را کنترل کند و نه احتمالا می‌تواند!"

 در همین زمینه بهاروند معاون حقوقی و امور بین‌الملل وزیر امور خارجه، با بیان اینکه طرف افغانستانی به این استناد مصاحبه‌هایی را انجام دادند و مدعی دخالت نیروهای مرزبانی ایران در حادثه رودخانه هریرود شده‌اند، گفت: بر اساس گزارش ها، مرزبانی جمهوری اسلامی ایران، دخالتی در این زمینه نداشته است. در سال ۵۰۰ هزار نفر تردد غیر قانونی از سمت مرزهای شرقی به ایران دارند و مرزبانی ایران فقط آن‌ها را دستگیر و در نهایت آنان را اخراج می‌کند. او با تاکید بر حفظ احترام و دوستی با کشور همسایه، یاد‌آور شد: ایران مصاحبه‌ها و گزارش‌های طرف مقابل را بررسی و در صورت وجود نکات حقوقی به مراجع قانونی و ذی صلاح ارجاع خواهد داد.

در همین ارتباط سردار اشتری تاکید کرد: اولاً-غرق شدن چند تبعه افغانستانی در رودخانه مشترک مرزی و در خاک کشور افغانستان ارتباطی با مرزبانی نداشته و در بررسی‌ها مشخص شد که قصوری از سوی مرزبانان ایران، صورت نگرفته است. ثانیاً- انتظار می‌رود طرف مقابل در خصوص بررسی مشترک ادعاهای مطروحه تیم‌هایی اعزام کند که بتوانیم پاسخگوی دو ملت باشیم. ثالثاً- شرایط جوی و بارندگی‌های پی در پی و افزایش حجم آب رودخانه در آن ایام و تاریکی شب می‌تواند عامل موثری بر این حادثه ادعایی باشد.

فرمانده ناجا خاطرنشان کرد: باتوجه به این مهم، افرادی که به صورت غیرمجاز وارد خاک ایران می‌شوند ضمن اخذ مشخصات، ثبت آثار و علائم بیومتریک نیز صورت می‌پذیرد بنابراین مسئولان مربوطه در دولت افغانستان می‌بایست مشخصات افراد متوفی و آثار و علائم بیومتریک آنان را ارائه تا با سوابق موجود مطابقت داده شود که آیا این افراد وارد کشور جمهوری اسلامی ایران شده‌اند یا خیر؟ که تاکنون چنین اقدامی از سوی آنان صورت نگرفته است.

وی همچنین تصریح کرد: مهمترین سوال و ابهام در ارتباط با این حادثه، چرایی تخلیه پاسگاه‌های مرزی افغانستان طی سال‌های اخیر از سوی آن کشور است که مغایر با پروتکل‌های مرزی بوده و علی القاعده دو کشور می‌بایستی مسئولیت‌های حقوقی و قانونی خود را در مناسبات مرزی برعهده بگیرند.

عالی‌ترین مقام انتظامی کشور تاکید کرد: در سال گذشته بالغ بر 750 هزار نفر از اتباع غیرمجاز افغانستانی از طریق مرزهای رسمی به سوی این کشور بدرقه شده به علاوه هزاران نفر که قصد ورود غیرقانونی به خاک جمهوری اسلامی ایران را داشته‌اند با حفظ کرامت انسانی به کشور افغانستان بازگردانده شده‌اند.

ایرانی و افغانی دو متحد استراتژیک در دفاع از حریم اهل بیت


کیوان مرادیان در گفت‌وگو با خبرنگار بلاغ با اشاره به فضاسازی رسانه‌های معاند جهت ایجاد اختلاف بین ملت‌های برادر ایران و افغانستان اظهار کرد:ایران بزرگ در طول چهار دهه گذشته در اوج برادری و کرامت با همسایه مسلمان و هم زبان خود برخورد کرده و در تمامی شرایط با آغوش باز پذیرای برادران و خواهران افغانستانی بوده است و آمریکایی ها و گردانندگان بی‌مقدار رسانه‌های معاند قادر به تاثیرگذاری بر این روابط تاریخی نیستند.

نماینده مردم قائم‌شهر، جویبار، سوادکوه، سوادکوه شمالی و سیمرغ در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آمریکا متهم اصلی وقایع تلخ در منطقه خاورمیانه است گفت:آمریکا متهم اصلی همه وقایع تلخی است که در سراسر جهان و از جمله منطقه حساس خاورمیانه به وقوع می‌پیوندد.

وی تصریح کرد:امروز کشور آمریکا شاهد تراژدی غم‌انگیز نژادپرستی گسترده است  اما سردمداران جبهه استکبار در کمال وقاحت موضوع حقوق بشر در ایران اسلامی را در دستور کار قرار داده و ایجاد اختلاف و نزاع بین دو کشور برادر و مسلمان را دنبال می‌کنند این فرافکنی مضحک، دستمایه تبلیغات مسموم قلم به مزدهای شاغل در بنگاه‌های خبرپراکنی قرار گرفته است.

مرادیان گفت: خون شهدای مدافعین حرم اهل بیت ایران و افغانستان، ضامن بقای پیوند تاریخی و اعتقادی بین دو کشور مسلمان و برادر خواهد بود.

کمال علیپور دیگر نماینده حوزه انتخابیه قائم‌شهر، جویبار، سوادکوه، سوادکوه شمالی و سیمرغ در گفت‌وگو با خبرنگار بلاغ با اشاره به‌دروغ بزرگ رسانه‌های غربی در مورد تبعیض نژادی بین ایران و افغانستانی‌ها اظهار کرد: جامعه جهانی واقعیت وحدت و همدلی ایران و افغانستان را پذیرفته است.
 
وی بابیان اینکه ایران میزبان بسیار خوبی برای 8 میلیون افغانی در شرایط سخت بود تصریح کرد: زمانی کشورهای جهان مهاجرین افغانی را پذیرش نمی‌کردند ولی ایران در آن شرایط حدود 8 میلیون افغانی را در پناه خود قرارداد و از آن‌ها مهمان‌نوازی و حتی شرایط کار را برای آنان فراهم کرد.

وی تأکید کرد: قطعاً دروغ‌های ساخته شده توسط آمریکائی‌ها نمی‌تواند خدشه‌ای به روابط خوب و برادرانه جمهوری اسلامی ایران و افغانستان وارد کند و این همراهی و همدلی مستمر و مستحکم‌تر خواهد شد.
 
علیپور در پایان گفت: امروز فرهنگ و سیاست نژادپرستانه را می‌توان در آمریکا مشاهده کرد، سیاستی که جان انسان‌ها به رنگ پوست آنها وابسته و جهان علیه این سیاست وحشی به پا خواسته است.

انتهای پیام/

https://old.dana.ir/1617531
ارسال نظر
نظرات